طفلان مسلم
تعریف آدمها از مذهب متفاوته. بعضی از آدمها دلشون خوشه که اگه تو شبهای محرم و قدر بیان بشکه بشکه اشک بریزن تمام گناهاشون بخشیده میشه و از فردا آزادن دوباره دروغ بگن و دزدی کنن و دوباره منتظر بشن تا سال بعد بشه و مراسم گریه کردن بعدش هم فکر می کنن با همین گریه کردن، خدا یه پنت هاوس تو بهشت به نامشون کرده! بعضی ها مذهب رو در رفتن به مجالس روضه میدونن که الآن داریم میبینیم توشون فقط از چشم و ابروی قشنگ گفته میشه. کلا تعریفی که از امام حسین و حضرت ابالفضل تو این مجالس داده میشه اینه که اینا آدمهای خوشگلی بودن که آب رو روشون بستن و بعد هم مظلومانه به شهادت رسیدن. همه هم با این حرفا میشینن میزنن تو سرشون و گریه می کنن! من نمی خوام مسئله ی اشک ریختن رو زیر سوال ببرم. اما به نظر من اینها نه تنها توهین به عقاید دیگران که توهین به شعورشونه! خب امام حسین مسلما نرفت به جنگ تا مردم فقط بشینن چند بار در سال براشون گریه کنن و دوباره برن تا سال دیگه! مهم اینه که آدم درس بگیره و راه درست رو بشناسه و سعی کنه تو اون راه قدم برداره. به نظر من این که سعی کنیم دست کسی رو بگیریم -چه از لحاط معنوی و چه از لحاظ مادی- و کسی رو ساپورت کنیم بیشتر به راه امام حسین خودمون رو نزدیک کردیم تا اینکه بریم تو مجلس روضه ای که فقط وصف چشم و ابرو هستش و بعد هم زار زار گریه کنیم شب هم بریم شام نذری به قاعده ی یک هفته از بیرون بگیریم و بعد بیایم خونه تخت بگیریم بخوابیم. به نظر من به جای دادن ولیمه های بعد از حج که ملت میرن بعد سفره میندازن از اینجا تا اونجا و به افرادی که از لحاظ مالی در سطحی هستن که دستشون به دهنشون میرسه غذا میدن ، هزینه کردن اون پول تو درمان یک مریض ، آزاد کردن یک زندانی و سیر کردن یک گرسنه ثواب و اجر اخروی بیشتری داره.
اینها یک مقدمه بود تا بگم اگر کسی دغدغه ی این مسائل رو داره خیریه ای هست به اسم “جمعیت امام علی” که توش از هر قشری عضو هستن. برنامه های متفاوتی هم دارن برای اقشار مختلف از دختران فراری گرفته تا کسانی که نا خواسته گذرشون افتاده به کانون اصلاح و تربیت. جمعه ی هفته ی آینده هم یک همایشی هست برای طرح طفلان مسلم که مخصوص همین بچه هایی هستش که ناخواسته به خاطر یک اشتباه افتادن زندان و الآن چشم امیدشون به ماست ، که همه مون اگه از لحاظ مادی نتونیم لااقل از لحاظ معنوی می تونیم ساپورتشون کنیم.
حتما حتما اگر میتونید شرکت کنید که ما هم نباشیم جزو اون دسته که تو خواب خرگوشی هستن و از دردهای جامعه بی خبر و فکر می کنن با تنها اشک ریختن میشه بهشت رو خرید و کاری رو بکنیم که اگه امام حسین بود می کرد.
2 comments ژانویه 28, 2010
روحت شاد مرد دوست داشتني
خوش به حال شما که دینتان را به دنیا نفروختید و سبکبال رفتید. آرام باشی مرد آزاده و دوستداشتنی. ما را از آنسوی هستی دعا کنید … دعای شما خوب است.
تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
……
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید
*شعر از آقاي شفیعی کدکنی
9 comments دسامبر 20, 2009
از رنجی که می بريم!
از وقتی اين لينک رو ديدم زبونم قاصره … آقای عزيزی که فکر می کنی نماينده ی ملت ايرانی امام زمان بازيچه ی دست شما و همپالکی هايتان نيست. اعتقادات مردم اسباب بازی نيستند که هر جا حرفی خواستيد بزنيد ازشون مايه بذاريد. من آدم مذهبی مثل شما و به سبک شما نيستم که وقتی حرف می خوام بزنم قبلش ۵۰۰ تا آيه رديف کنم اما بعدش حقایق رو کاملا برعکس جلوه بدم! يکی از همين دخترهايی هستم که شما ميايد براشون گشت ارشاد ميذاريد تا مبادا ستون و پايه های اسلامتان (تاکيد می کنم روی اسلامتان، چون اسلام من اين نيست!) با زلف اون خانوما بلرزه! شما نماينده ی امام زمان نيستيد، وکيل وصی امام زمان هم نيستيد. این سندتون هم احتمالا مثل همون سندتونه که در وزارت خارجه موجود بود!
آقای عزیز اعتقادات ما در اين ۴ سال به اندازه ی کافی متزلزل شده اند و تقريبا چيزی ازشون نمونده. شما رو به همون چيزهايی که می پرستيد (الزاما نبايد خدا باشن! ميتونن پول و مقام باشن!) همين يه ذره اعتقاد رو از ما نگيريد. با تشکر!!!
12 comments دسامبر 4, 2009
نحوه ی خرید در ینگه ی دنیا!!
یک چیزی که برای من خیلی جالبه اینه که اینجا قیمت لباس از ایران کمتره با اینکه در آمد مردم خیلی بیشتره. یعنی مینیموم در آمد اینا باز هم خیلی خوب به حساب میاد با توجه به قیمتها. مثلا مارک هایی که تو ایران خیلی خیلی گرونن رو اینجا میتونی با قیمت خیلی خیلی ارزون البته از حراجی هاشون (حراجی های اینجا هم با ایران فرق داره یعنی بنجل ها شون رو حراج نمی کنن یه جنسی رو امروز میارن 1 ماه بعد تو حراجیشون میبینی، سالم و تر تمیز!) بخری مثلا شما اینجا میتونی یه بوت مارک گپ رو تو حراج بخری 25 دلار (البته اینجا اصله مثل ایران چینی رو به عنوان اصل قالب نمی کنن
) مثلا من خودم یه سوئیشرت از گپ خریدم 17 تومن. اما تو ایران اگه بخوای از گپ چیزی بخری معلوم نیست چقدر سلفیده میشی. یعنی کیفیت زندگی در اینجا خیلی بالاتر از ایرانه. فقط بدی که داره اینه که خیلی تنوع کالا بیش از حد زیاده مثلا من خودم ایران که بودم اصلا آدمی نبودم که الکی چیزی که لازم ندارم رو بخرم اما شما اینجا میری یه فروشگاهی و می خوای کفش بخری، اینقدر کالاهای مختلف و قشنگ با تنوع زیاد اینجا ریخته که با کیف و کفش و بلوز و شلوار و لباس تو خونه میای بیرون! شاید هیچکدوم رو هم لازم نداشته باشی ها اما وسایلشون چشمک میزنه!!! ولی خوبیش اینه که اینجا چیزی رو که می خری میتونی بیای پس بدی و پولت رو کامل بگیری برعکس ایران که تو هر مغازه ای میری میبینی نوشته “در هنگام خرید دقت کنید اجناس فروخته شده تعویض یا پس گرفته نمی شود”! بعد اینا همه چی رو با کارت اعتباری و قسطی می خرن و این یعنی اگه کسی نتونه خودش رو کنترل کنه و بی هوا همینطوری خرج کنه تا آخر عمرش تا خرخره زیر بار قرضه ![]()
یه توضیحی هم اضافه کنم درباره ی نحوه ی خرید در اینجا … فکر کنین یه جنسی رو خریدین مثلا 40 دلار، دو هفته بعد می بینین شده 25 دلار … اون وقت شما اگه رسیدتون رو ببرید مغازه 15 دلاری که از روی جنس کم کردن و گذاشتن تو حراجی رو بهتون بر می گردونن. این هم برای من خیلی جالب بود.
6 comments نوامبر 30, 2009
تغییر دکوراسیون
می بینید اینجا رو؟! تغییر دکوراسیون دادم کلا”! این گوشه ی سمت چپ که نوشتم لینکدونی همون پیوندهای قدیمه که چون تو وردپرس نمیشه مثل بلاگفا قسمت لینکها رو طوری تنظیم کرد که وبلاگی که آپدیت می کنه بیاد بالا، من اینو گودری کردم یعنی هر وبلاگهایی که سابق تو لینکهام بود + لینکهای جدیدی که اضافه کردم همون دیروز (!) وقتی آپدیت می کنن همون مطلب آپدیت شده میاد بالا قرار می گیره. راستش اون مدل قبلی رو اعصابم بود چون حتی ترتیب لینکها رو نمی تونستم خودم تعیین کنم و خود وردپرس میذاشتش! (می دونم خیلی بی شعووووور و آستین سر خود شده!). حالا اگه لینک مطلب آخرتون رو اینجا نمی بینید برای اینه که این الآن 15 مطلب آخر پست شده رو نشون میده و شما چون آپدیت نکردید وبلاگتون رو نمی بینید. اگه آپدیت کنید می بینیدش!!! اگه هم فرد جدیدی خواست لینک بشه بهم بگه. بعد اینکه کلا” رنگ قبلی به نظرم یه ذره دلگیر میومد و دپرسی حاد داشتم می گرفتم (آخه من روحیه ام خیلی لطیفه! می فهمی که؟!)
خـــــــــــــــلاصه نظرتون رو بهم بگین، بگین خوب شده یا نه.
پ.ن: آقای زیپ هم آزاد شد خدا رو شکر.
8 comments نوامبر 26, 2009
برای زیگزاگ و زیپ
آخرالزمان است گویا! عصری که در آن کلمات تغییر معنا پیدا کرده اند عصری که در آن هر آزاده ای اسیر است و هر اسیری که یارای اندیشیدن ندارد آزاد! ساقی عزیزم … نمی دانم چه حسی است که این روزها ما مردم را به هم نزدیک کرده ما را که جوانانی بودیم و امیدوار به داشتن آینده ای روشن و جامعه ای سالم. جامعه ای که بتوان در آن حق نفس کشیدن و فکر کردن داشت، جامعه ای که ما را مجبور به فکر کردن به آنگونه که خود می خواهد نکند! نمی دانم جرم سعید چه بود که جزای او بازداشت و سزای تو بی خبری از اوست. شاید اندیشیدن و حرف زدن. اما نه این نیست! مگر نه این است که ما در جامعه ای زندگی می کنیم که قرار بود کمونیست ها هم در ابراز عقیده آزاد باشند؟! اما شاد باش که این روزها هر آزاده ای را که توان فکر کردن و اندیشیدن دارد در بازداشت به سر می برد و سعید تو هم از همان جنس است. خوشحال باش که سعیدت زنده است و می اندیشد، که مثل هزاران جسدی که مهر بر قلب ها و عقل هایشان زده شده و چشم بر دهان دیگران دارند، نیست. هر چه فکر می کنم باز هم نمی فهمم جرمش چه بود اما … اما ساقی عزیزم می دانم که می آید، می آید و آستانه پر از نور می شود.
پ.ن: خب الآن گویا خبر دادن که قراره فردا آزاد بشن. خیلی خیلی از این بابت خوشحالم و بهت تبریک می گم.
4 comments نوامبر 25, 2009
چه کس می دانست
پارسال تو ساختمون وزارت کشور و امسال زیر خروارها خاک. خدا عاقبت همه ی ما رو به خیر کنه. فوت کردان بیشتر از اینکه ناراحت یا خوشحالم کنه (البته من از مرگ هیچ کس خوشحال نمیشم) باعث شد فکر کنم که چقدر مرگ به انسان نزدیکه و کاش جوری رفتار کنیم که بعد از مرگ جوابی برای رفتارهامون داشته باشیم. خصوصا کسانی که سرنوشت میلیونها انسان در دست اونهاست. کاش بیشتر فکر کنن تا اسم خوبی از خودشون به جا بذارن.
6 comments نوامبر 22, 2009



